پیدا





ش ته در موج

درخواست حذف اطلاعات

اوضاع همانطور مانند قبل دهشتبار است. بقول عزیزی از کاسه ش ته نخیزد صدا درست حال ما را مپرس که ما دل ش ته ایم یک روز تمام حرف هایی که نگفتم را در گوش دلتنگی خواهم کرد روزی خواهی آمد ، که ببینی دیگر نمیخندم من خسته شدم از همه چیز جز تو ): ای رفته از قلب وامانده ام با خویش بیگانه تر از پیش رنج بی سرانجام خواستن بیهوده من را،از من کاستن هر دم به وقت رنج چشم هایم از اشک آبستن بیا دستانت را به من بده پی نوشت: آرام می نشینم دورتر از خود نگاه را می نوشم صدا را می پوشم از پاییز بی تو به خود می لرزم