پیدا





درهم ش ته

درخواست حذف اطلاعات

عزیزی بعد چند سال دوباره به قصد کینه ای کهنه ما را تحقیر کرد و سعدی چه زیبا گفت:"ما خود ش ته ایم چه باشد ش ت ما ...؟!"من در خود متلاشی شده ام دیر آمدی. عزیزترین به خدایت بگو اگر هنوز از خاطرش نرفته ایم با ما حرف بزند. گمگشته ای بی قرار که می خواهد وقت خدا را بگیرد بعد این همه سال نمیدانم برای دیدن خالقم چشم هایم را باز کنم یا ببندم؟ دلت اگر از من رنجیده روزی خدا بین ما قضاوت خواهد کرد رنجیده تر از تو قلب من است که با اینکه میداند حق با خودش است حق را به تو داده رنجیده را دوباره رنجاندن مسلک کدام آیین است ؟ مهربان بارالهی ‏بس است قصه شنیدن، کجاست جای رسیدن... پی نوشت: همیشه جستجوگر بودم و هستم
اما دیگر در ستاره ها و کتاب ها دنبال چیزی نمی گردم.
اکنون بیشتر دنبال ص هستم که
از وجودم برمی آید.
هرمان هسه